مجموعه “درختان”
نگاه من به عکاسی، نگاهی تأملگرایانه، شاعرانه و گاه فلسفیست. برای من، هنر یعنی دیدنِ دوبارهی چیزهایی که همه دیدهاند، اما هرگز متوقف نشدهاند تا واقعاً نگاه کنند.
در قاب دوربینم، بهدنبال اشیای خاص یا لحظات نمایشی نیستم؛ بلکه در پی یافتن معنا در جاهاییام که معمولاً نادیده گرفته میشوند. تنههای خشکیدهی درختان، با زخمها، بافتها و خطوط کهنهشان، برای من روایتگر زندگیاند؛ روایتهایی بیصدا از ایستادگی، فرسایش، و گذر زمان.
در این تصویرها، شکلها و سطوح خشن طبیعت، همچون چهرههایی فراموششده، نشانههایی از رنج، زیبایی، و حافظهی خاموش زمیناند. با نگاه نزدیکتر، میتوان در آنها صورتهایی دید، دستهایی بلند شده، یا فریادی منجمد در لحظه.
اینها تنها درختان مرده نیستند؛ هر کدام یادگاریاند از زیستی که ادامه دارد، حتی اگر در سکوت و سایه. عکاسی برایم ابزار کشف این سکوتهاست؛ تلاشی برای شنیدنِ آنچه به چشم نمیآید.
